X
تبلیغات
بندر عامری

بندر عامری

آشنایی با بندر عامری

آیا می دانید نستراداموس پیش بینی جنگ جهانی سوم را هم كرده است ؟

 

بیشتر پیشگویی های نستراداموس تاكنون درست در آمده

...

 


نوستراداموس كه نام واقعیش میشل دونوتردام (Michel de Notredame) است در خلال سالهای ۱۵۰۳ تا ۱۵۶۶ میلادی می‏زیست. او جهان را به خوبی می‏شناخت و رویدادهای چهار قرن بعد از خود را با دقت پیش‏بینی نمود. تقریبا تمام پیشگویی‏های وی، در مورد حوادث تاریخی به حقیقت تبدیل شده ‏اند !

برخی از  پیشگویی های نوستراداموس  بشرح زیر است :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/16ساعت 23:24  توسط سیما درویشی  | 

بررسی شهادت سایر شهیدان کربلا

مطابق احادیث، حضرت ابوالفضل(ع) دارای قامتی بلند و جسمی تنومند بود. از طرفی گفته می‎شود که از غذای مختصر و فقیرانه متناسب افراد همزمان خود استفاده می‎کرده است.از نظر عقلی (جدای از عقاید مذهبی) علت وجود این قامت و نیرو چه بوده است؟ در صورتی که برادران و پدر بزرگوارش دارای قدی متوسط بودند؟
‎ بشر از دیر زمان به این نکته توجه داشته که یک موجود زنده، بسیاری از صفات و خصائص خود را به نسل بعد منتقل می‎کند و در واقع نسل بعد وارث صفات نسل قبل می‎شود؛ در بعضی از روایات کلمه‎ی «عِرْق» آمده است و این عرق همان چیزی است که علم امروز به کلمه «ژن» تعبیر می‎کند، برای مثال، رسول اکرم(ص) فرمود:
انظر فی ایّ شیء تضع ولدک فان العرق دساس
«نگاه کن و ببین فرزند خود را در چه رحمی قرار می‎دهی؛ همانا ریشه خانوادگی راه خود را باز می‎نماید.»
اساساً ژن‎ها صفات والدین را از نظر روحی و جسمی به فرزندان منتقل می‎کنند، هرچند بعضی قابل تغییر است؛ اما در بین این صفات، انتقال بعضی از صفات مادر، مانند: جنون، حماقت و شجاعت اجتناب ناپذیر است.[1] اکنون پاسخ روشن می‎شود، اگر چه حضرت علی(ع) دارای قامت بلندی نبود، ولی اندامی قوی و نیرومند داشت.[2] مادر حضرت ابوالفضل(ع) از یک طایفه شجاع و دارای قامتی بلند بود. تاریخ ‎گواهی می‎دهد که پدران و دایی‎های ام‎البنین از دلیران عرب بوده‎اند؛ افزون بر شجاعت، سالار و رئیس قوم خود هم به شمار می‎آمدند، به طوری که سلاطین زمان (قبل از اسلام) در برابرشان سر تسلیم فرود می‎آوردند؛ از این رو عقیل برادر حضرت علی(ع) به ایشان عرض کرد: در میان عرب از پدرانش شجاع‎تر یافت نمی‎شود. امیرالمؤمنین(ع) نیز مقصودش آن بود که همسری برای خویش برگزیند که زاده دلاوران عرب باشد، این جاست که می‎بینیم در وجود شریف ابوالفضل(ع) دو گونه شجاعت در هم آمیخته: اولی شجاعت هاشمی و علوی که ارجمندتر و والاتر از صفات مادری است و از جانب پدرش، سرور اوصیا، به او رسیده است. و دیگری شجاعت عامری (تبار ام‎البنین) که از طرف مادرش به ارث برده است؛ زیرا در تیره مادریش، جدی شجاع چون عامر بن مالک بوده است که به سبب قهرمان سالاری، او را «ملاعب الاسنّة»، یعنی کسی که نیزه‎ها را به بازی می‎گیرد، می‎نامیدند.[3]حضرت ابوالفضل(ع) نیز از قانون وراثت جدا نیست و شجاعت و تنومندی پدر و مادر، به ویژه بلندی قامت را از ام‎البنین به ارث برده است و این حقیقت از نظر عقلی و فیزیولوژی هم مورد تأیید است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/04ساعت 1:25  توسط سیما درویشی  | 

بانوان کربلا

آیا از حضرت فاطمه(س) دختری غیر از حضرت زینب و ام کلثوم(س) در شام مدفون است؟
‎ امیرالمؤمنین از حضرت فاطمه زهرا(س) دارای پنج فرزند بوده‎اند؛ امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، زینب کبری، ام کلثوم(س) و محسن(ع) که به جور دشمنان سقط شد.[1]طبق نقل برخی از منابع ام کلثوم را زینب صغری نیز گفته‎اند که کنیه‎اش ام کلثوم بوده است؛[2] البته علی(ع) از زنان دیگر، دختران دیگری نیز داشته است، از جمله: زینب صغری، ام کلثوم صغری که این تشابه اسمی ممکن است اشتباهاتی را ایجاد کرده باشد.[3]
از میان مورخان قدیمی تنها عبیدلی مدفن زینب کبری را در مصر دانسته و نقل کرده که والی مدینه به یزید نامه نوشت و درخواست کرد که زینب کبری از مدینه اخراج شود و یزید دستور داد، زینب با تعدادی از بنی‎هاشم، چند روز مانده به آخر ماه رجب، روانه‎ی مصر گردیدند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/04ساعت 1:24  توسط سیما درویشی  | 

فرزندان و اهل‌بیت امام حسین‌(ع)

آیا امام حسین(ع) دختری به نام «رقیّه» داشته است؟
‎ مورخان و مقتل‌نویسان هنگام بیان فرزندان امام حسین(ع) به ذکر دو دختر به نام‌های فاطمه و سکینه، بسنده کرده‌اند؛[1] برخی نیز نام «زینب» را بدان‎ها افزوده‌اند؛[2] اما در هیچ یک از منابع اولیه، نامی از دختری خردسال برای امام حسین(ع) که رقیه، فاطمه صغری و یا نام دیگری داشته باشد موجود نیست و نیز این جریان که هنگام اقامت کاروان اسیران در شام دختری خردسال از امام حسین(ع) در فراق پدر و هنگام مواجهه با سر بریده پدر جان داده باشد، به چشم نمی‌خورد؛ ولی در برخی از کتاب‎های متأخر شرح حال این دختر کوچک و قصه جان ‌سوز او در خرابه شام بیان شده است.[3] بیشتر این نویسندگان این جریان را از کتاب «کامل بهایی» ـ نوشته قرن هفتم هجری ـ روایت کرده‌اند.

برای وجود چنین دختری دو شاهد می‌توان آورد:
شاهد اول: هنگامی که زینب(س) در کوفه با سر بریده امام حسین(ع) مواجه شد، اشعاری سرود که در ضمن آن آمده است: «ای برادرم! با فاطمه کوچک سخن بگو که نزدیک است قلبش تهی گردد.»[4] که نشان از وجود چنین دختر خردسالی که در فراق پدر بی‌تاب بوده، دارد.
شاهد دوم: آورده‎‌اند که: امام حسین(ع) در آخرین لحظات حیات خویش،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/04ساعت 1:23  توسط سیما درویشی  | 

بررسی شهادت امام حسین (ع)

آیا امام حسین(ع) به صورت طبیعی از مادر خویش ـ حضرت فاطمه(س) ـ شیر خورده است یا برای شیرخوردن آن حضرت از دایه‎ای استفاده کردند، (گفته می‎شود که امام حسین(ع) از هیچ بانویی شیر نخورده بلکه از انگشت پیامبر(ص) شیر خورده است)؟
‎ درباره‎ی چگونگی شیر خوردن حضرت سیدالشهدا(ع) در دوران کودکی، سه احتمال وجود دارد:
الف ـ آن حضرت از مادر خویش حضرت فاطمه(س) شیر خورده باشد؛ مثل دیگر کودکان که به هنگام تولد از سینه‎ی مادر شیر می‎خورند؛

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/04ساعت 1:19  توسط سیما درویشی  | 

ابعاد و فلسفه‌ی قیام عاشورا

چرا امام حسین(ع) با این که می‎دانست به شهادت می‎رسد، خانواده خود را به همراه برد؟
‎ تکلیف اجتماعی در آیین اسلام، ویژه‎ی مردان نیست، بلکه زنان متعهد و مسلمان نیز در برابر جریان حق و باطل و مسأله ولایت و رهبری، وظیفه دارتد و باید از رهبری حق، دفاع و پیروی کنند و از حکومت و فسادهای مسؤولان نالایق انتقاد نمایند و در صحنه‎های گوناگون اجتماعی حضوری مؤثر داشته باشند.
در تداوم مسیری که حضرت زهرا (س) در حمایت از امام معصوم(ع) و افشاگری علیه رویه ‎های ناسالم زمام‎داران داشت، زنان ـ به خصوص حضرت زینب(س) ـ نیز در نهضت کربلا دوشادوش امام حسین(ع) مشارکت داشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/04ساعت 1:18  توسط سیما درویشی  | 

پیشینه و فلسفه‌ی عزاداری امام حسین

آیا این مطلب صحّت دارد که امام سجاد(ع) در عزای پدرش امام حسین(ع) خون گریه می‎کرد؟
‎ منظور از «خون گریه کردن» این است که عمق مصیبت و عزاداری امام سجاد(ع) بیان شود و در هر صورت، به چنین لفظی در منابع برخورد نکردیم. اگر چه یکی از القاب آن حضرت «بکّاء» بود؛ البته خون دل خوردن حضرت از فراق پدرش امام حسین می‎تواند توجیه‎گر این اصطلاح باشد.
در زیارت ناحیه‎ ی مقدسه ‎ی منسوب به امام عصر(ع) نیز نزدیک به این معنا دیده می‎شود که حضرت فرموده باشد: «به قدری بر تو گریه می‎کنم که اگر اشکم تمام شد، به جای اشک از چشمانم خون جاری شود.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/04ساعت 1:17  توسط سیما درویشی  | 

محرم 1431

باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه*ی ما می*شود، کرب و بلای حسین

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه

تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/04ساعت 1:8  توسط سیما درویشی  | 

شرح دعای وداع امام سجاد(ع)با ماه مبارک رمضان

آیت‏الله جوادی‏ آملی

امام سجاد (سلام‌الله‌علیه) ماه مبارک رمضان را عید اولیاء الله می‌داند. در صحیفهٴ‌سجّادیه دعایی دربارهٴ مقام دعا و وداع ماه مبارک رمضان وجود دارد که در مقدمهٴ این دعا حضرت کلیّات نعمتهای الهی را می‌شمارد و اینکه بخششهای خدای سبحان ابتدایی است، نه از روی استحقاق. بعد از آن مقدمه می‌فرماید: یکی از بهترین بخششهای خداوند سبحان، ماه مبارک رمضان و روزهٴ این ماه است .

این که در آخر ماه مبارک رمضان عید فطر می‌گیرند، چون جایزه‌های یک ماه را به ما می‌دهند، که در حقیقت محصول ماه مبارک رمضان است. ضیافة الله، لقاء الله را به دنبال دارد. پس عظمت از آن ماه شوال نیست؛ بلکه عظمت از آن ماه مبارک رمضان است که نتیجهٴ یک ماهه را در روز عید می‌دهند.

روز عید است و من مانده در این تدبیرم

که دهم حاصل سی‌روزه و ساغر گیرم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/29ساعت 3:59  توسط سیما درویشی  | 

دعای وداع ماه مبارک رمضان

شیخ صدوق رحمة الله علیه برای وداع ماه مبارک رمضان دعائی ذکر کرده که میگوید: ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که حضرت فرمود: «تقول فی وداع شهر رمضان

«اللهم انک قلت فی کتابک المنزل علی نبیک المرسل و قولک الحق شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان، و هذا شهر رمضان قد انصرم فاسالک بوجهک الکریم، و کلماتک التامات ان کان بقی علی ذنب لم تغفره و ترید ان تحاسبنی به او تعذبنی علیه او تقایسنی به ان یطلع فجر هذه اللیلة، او ینصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لی یا ارحم الراحمین» (1)

در وداع ماه مبارک بگوئید:

بار پروردگارا تو خود گفتی در کتاب مقدس که بر نبی مرسلت نازل فرمودهای و قول تو حق است که ماه رمضان که در او قرآن نازل شده و مایه هدایت و رستگاری مردم و دلائل آشکار از هدایت و وسیله تشخیص حق از باطل میباشد، اینک ماه رمضان به پایان رسید «و فیوضاتش تا سال آینده از ما قطع شد» پس تقاضا مینمایم از تو به آبروی گرامیت، و کلمات تام و تمامت، اینکه اگر بر من گناهی باقی مانده ( و پاک نشدم) که هنوز آن گناهم را نیامرزیدی، و اراده حسابرسی او را داری، یا میخواهی به آن گناه باقیمانده عذابم کنی، و یا به اندازه گناهم عقوبت نمائی، تا اینکه طلوع کند فجر این شب، یا پایان پذیرد این ماه مبارک، مگر آنکه آن گناهانم را بیامرزی و از تقصیرم در گذری، ای مهربانترین مهربانان.

 

1- من لا یحضره الفقیه، جلد 2، ص

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/29ساعت 3:55  توسط سیما درویشی  |